دختر تنها

امان از باران...

تو بارون که رفتی

شبم زیرو رو شد

یه بغض شکسته

رفیق گلوم شد

تو بارون که رفتی

دل باغچه پژ مرد

تمام وجودم

توی آینه خط خورد

هنوز وقتی بارون

تو کوچه می باره

دلم غصه داره

دلم بی قراره

نه شب عاشقانست

نه رویا قشنگه

دلم بی تو خونه

دلم بی تو تنگه

یه شب زیر بارون

که چشمم به راهه

می بینم که کوچه

پره نوره ماهه

توماهه منی که

تو بارون رسیدی

امید منی تو

شب نا امیدی...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ پنجشنبه ٢٥ اسفند ،۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ] [ هیچی ] [ نظرات () ]


بارون غم زده...

چشمای منتظر به پیچ جاده

دلهره های دل پاکو ساده

پنجره ی بازو غروبه پاییز

نم نم بارون تو خیابون خیس

یاده تو هر تنگ غروب

تو قلب من می کوبه

سهم من از باتو بودن

غم تلخ غروبه

غروب همیشه واسه من

نشونی از تو بوده

برام یه یادگاریه

جز اون چیزی نمونده...

 

 

 

(تو ذهن کوچه های آشنایی

پر شده از پاییز تن طلایی

تو نیستی و وجودمو گرفته

شاخه ی خشک پیچک تنهایی...)

 

 

[ سه‌شنبه ٩ اسفند ،۱۳٩٠ ] [ ٢:۳٩ ‎ب.ظ ] [ هیچی ] [ نظرات () ]


میلاد...

برای روز میلاد تن خود

من آشفته رو تنها نذاری

برای دیدن باغ نگاهت

میون پیکر شب ها نذاری

همه تنهایی ها بامن رفیقن

منو در حسرت عشقت نذاری

برای روز میلاد تن خود

منو دور از دلو دیدن نذاری

دلم دلتنگه و مهر تو می خواد

دلم رو در پی غم ها نذاری

میام تنها توی قلبت می شینم

منو قلبت رو جایی جا نذاری

عزیزم جشن میلادت مبارک

منو اون سوی جشن دل نذاری...

[ سه‌شنبه ٢ اسفند ،۱۳٩٠ ] [ ٩:٥۸ ‎ب.ظ ] [ هیچی ] [ نظرات () ]


زندانی...

خط می کشم رو دیوار

همیشه روزی یک بار

تو هم شبیه من باش

حسابتو نگه دار

ببین که چند تا قرنه

تن به اسیری دادی

دنیات شده شبیه

سلول انفرادی

تا چشم به هم می ذاری

می بینی عمر تموم شد

بین چهار تا دیوار

وجود تو حروم شد

چوب خط این اسیری

دیواراتو پوشونده

همین روزا می بینی

که فرصتی نمونده

بیرون بیا خودت باش

تو آدمی نه برده

همیشه باخته هر کس

شکایتی نکرده...

 

[ جمعه ٢۸ بهمن ،۱۳٩٠ ] [ ٤:٢٤ ‎ب.ظ ] [ هیچی ] [ نظرات () ]


گل من...

بر قرار باشی وسبز

گل من تازه بمون

نفسم پییشکش تو

جای من زنده بمون

باغ دل بی تو خزون

موندنی باش مهربون

تو که از خود منی

منو از خودت بدون

غزلو قافیه بی تو

همه رنگ انتظاره

این همه شعرو ترانه

همه بی عطرو بهاره

موندنی باشی همیشه

لب پاییزو نبوسی

نشه پرپرشی عزیزم

مهربون گلم نبوسی...

 

 

 

[ چهارشنبه ٢٦ بهمن ،۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ ] [ هیچی ] [ نظرات () ]


 

حالیا معجزه ی باران را باور کن

و سخاوت رادر چشم چمن زار ببین

ومحبت رادرروح نسیم

که در این کوچه ی تنگ

باهمین دست تهی

روز میلاد اقاقی هارا جشن می گیرد!

خاک جان یافته است

تو چرا سنگ شدی؟

تو چرا این همه دلتنگ شدی؟

باز کن پنجره هارا

وبهاران را

 

باور کن...

[ چهارشنبه ٢٦ بهمن ،۱۳٩٠ ] [ ٧:٥٤ ‎ب.ظ ] [ هیچی ] [ نظرات () ]


پرسه...

بارونو دوست دارم هنوز

چون تورو یادم میاره

حس می کنم پیش منی

وقتی که بارون میباره

بارونو دوست دارم هنوز

بدون چتروسرپناه

وقتی که حرفای دلم

جامی گیرن توی یه((آه))

شونه به شونه می رفتیم

منو تو،توجشن بارون

حالا تونیستی وخیسه

چشمای منو خیابون

بارونو دوست داشتی یه روز

توخلوط پیاده رو

پرسه ی پاییزی ما

مرداد داغ دست تو

بارونو دوست داشتی یه روز

عزیز من پرسه ی من بیا دوباره پابه پام توکوچه هاقدم بزن...

[ جمعه ٢۱ بهمن ،۱۳٩٠ ] [ ٧:٢٠ ‎ق.ظ ] [ هیچی ] [ نظرات () ]


بوسه ی باد خزونی...

بوسه ی بادخزونی

باهزار نامهربونی

زیرگوش برگ تنها

می گه طعمه ی خزونی

برگ سبزوترتازه

رنگ سبزشومیبازه

غرق بوسه های بادو

وحشت روزهای تازه

می کنه دل ازدرختو

میشه آواره ی کوچه

کوچه ای که یادگاره

روزای رفتو عبوره

می شینه گوشه ی کوچه

چشم به آسمون میدوزه

می کنه یاد گذشته

دلش از غصه می سوزه

((یادو یادگذشته شادو

این دل زرد وتهی

درحسرت دیدارباش

یاد روزایی که کوچه

زیرسایه ی تنم بود

مهربون درخت عاشق

مست عطر نفسم بود

سهم من ازبوسه ی باد

چی بگم ای دادو بیداد

همه زردی وتباهی

مردنورفتنه ازیاد))

 

[ چهارشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ ] [ هیچی ] [ نظرات () ]